این تحرّک دیپلماتیک، علاوه بر آنکه نمایانگر گستردگی و چندوجهی بودن سیاست خارجی چین از اوراسیا تا شمال آفریقا است، حامل یک پیام کلیدی به متحدان و رقبای پکن نیز بود: «چین، از رویکرد انزواگرایانهی پیشین خود فاصله گرفته، و بنا دارد فراتر از قالبهای محدود مناسبات تجاری و اقتصادی ایفای نقش کند.»
به این ترتیب، روز دوم سپتامبر و در آستانهی هفتادمین سالگرد برقراری روابط دیپلماتیک پکن و قاهره، رئیس جمهوری خلق چین و رئیس جمهور مصر در «کاخ خورشید» قاهره با یکدیگر دیدار و گفتگو کردند؛ گفتگوهایی که فراتر از توسعهی روابط راهبردی و مناسبات دوجانبهی هر دو کشور بوده و نوید فصل نوینی از نقشآفرینی چین در جنوب جهانی را میدهد.
معماری امنیتی نوین در غرب آسیا و شمال آفریقا
شی جینپینگ در دیدار با عبدالفتاح السیسی، از کلیات طرحی سخن گفت که میتوان به تبع شی آن را «معماری امنیتی جدید در خاورمیانه» خواند. بنیان این طرح که در چهار محور اصلی تعریف میشود، مفهوم چهاربُعدی امنیت است که شِمای کلّی نظم جدید جهانی از منظر چین را بازنمایی میکند. این اصول چهارگانه عبارت است از:
1. تقویت محرکهای درونی امنیت منطقهای
نخستین اصل این است که کشورهای خاورمیانه باید خود مسئول امنیت و آیندهی منطقه باشند؛ به تعبیر شی، مردم منطقه باید «ارباب امور خود» باشند. مؤلفههای این محور عبارتاند از:
● مخالفت با مداخله قدرتهای خارجی؛
● حمایت از روابط حسن همجواری و دوستانه میان کشورهای منطقه؛
● تقویت گفتوگوهای منطقهای پیرامون صلح و امنیت؛
● بررسی و بازطراحی معماری امنیتی منطقه توسط خود کشورهای منطقه؛
● کاهش وابستگی امنیتی به قدرتهای بیرونی.
مبنای این محور، بیش از همه نقدی مستقیم یا غیرمستقیم بر نقشی است که آمریکا طی دههها به لحاظ نظامی و امنیتی در منطقه داشته است؛ گرچه همزمان میتواند متوجه هرگونه مداخله خارجی، از جمله دخالت دیگر قدرتها، نیز تلقی شود.
2. حل جامع و بههمپیوسته بحرانها
دومین محور، کنار گذاشتن رویکردهای مقطعی و برخورد جداگانه با بحرانهای منطقه است. شی معتقد است مسائل خاورمیانه به یکدیگر پیوند دارند و باید با راهحلهای جامع با آنها برخورد کرد. در این چارچوب:
● بحرانهای فلسطین، لبنان، سوریه، یمن، عراق و مناقشات خلیج فارس نباید کاملاً جدا از یکدیگر بررسی شوند؛
● حل یک بحران نباید به قیمت تشدید بحران دیگر تمام شود؛
● مسائل سیاسی، امنیتی، اقتصادی و انسانی باید همزمان مورد توجه قرار گیرند؛
● مسألهی فلسطین باید در مرکز موضوعات منطقه باقی بماند و نباید به حاشیه رانده شود.
شی بهطور مشخص تأکید کرد که مسأله فلسطین همچنان موضوعی کانونی است و نباید نادیده گرفته یا کماهمیت جلوه داده شود.
3. قرار دادن توسعه در بنیاد امنیت
سومین اصل، پیوند مستقیم میان توسعه و امنیت است. شی گفت صلح و ثبات پایدار در خاورمیانه اساساً به توسعه وابسته است.
بر اساس این دیدگاه، امنیت صرفاً از طریق ترتیبات نظامی یا استقرار نیروهای خارجی ایجاد نمیشود، بلکه باید از طریق: توسعهی اقتصادی، ایجاد اشتغال و بهبود معیشت، همکاری در زیرساختها، اتصال منطقهای و تجارت، امنیت انرژی و غذایی، بازسازی کشورهای جنگزده، افزایش همگرایی منافع میان کشورهای منطقه تقویت شود.
چین اعلام کرد آماده است با کشورهای منطقه برای حفاظت از امنیت مسیرهای کشتیرانی بینالمللی، پیشبرد همکاریهای توسعهای، همگرایی منافع منطقهای، افزایش اعتماد متقابل و رفع ریشههای منازعات همکاری کند.
این بخش با رویکرد اقتصادی چین در منطقه سازگار است: پیوند دادن ثبات امنیتی با تجارت، سرمایهگذاری، انرژی، زیرساخت و پروژههای اتصال منطقهای.
4. افزایش هماهنگی بینالمللی
چهارمین محور، تقویت هماهنگی بینالمللی برای تحقق امنیت مشترک منطقه است. شی در این بخش بر اصول زیر تأکید کرد:
● منشور سازمان ملل متحد و حقوق بینالملل باید مبنای رسیدگی به مسائل خاورمیانه باشند؛
● قدرتهای بزرگ خارج از منطقه باید از استانداردهای دوگانه دست بردارند؛
● حاکمیت و تمامیت ارضی کشورهای منطقه باید محترم شمرده شود؛
● امنیت و ثبات منطقه باید حفظ شود؛
● سازمان ملل باید نقش مؤثرتری در امور خاورمیانه ایفا کند.
این محور نشان میدهد چین در پی حذف کامل نقش بینالمللی نیست؛ بلکه خواهان آن است که نقش قدرتهای خارجی در چارچوب سازمان ملل، حقوق بینالملل و سازوکارهای چندجانبه محدود و تنظیم شود.
منطق راهبردی چین
طرح شی در واقع ترکیبی از چهار ایده و اصل بنیادین است:
● اصل مشترک بودن امنیت: امنیت یک کشور نباید از طریق ناامنکردن کشور دیگر تأمین شود.
● اصل جامع بودن امنیت: بحرانهای منطقه باید بهصورت بههمپیوسته حل شوند.
● اصل تعاونمحور بودن امنیت: گفتوگو و همکاری جایگزین ائتلافهای خصمانه شود.
● اصل پایدار بودن امنیت: توسعه اقتصادی و رفع ریشههای بحران، بخشی از امنیت تلقی شود.
بنابراین هدف راهبردی چین، ایجاد یک نظم امنیتی چینی یا یک پیمان نظامی جدید نیست؛ بلکه پکن میکوشد خود را بهعنوان یک ضامن امنیت، از مسیر تسهیلگری گفتوگو، شراکت اقتصادی، حمایت از چندجانبهگرایی و مخالفت با مداخلهگرایی یکجانبه در نظام بینالملل معرفی کند.
نسبت طرح با ایران
اگرچه متن طرح، ایران را بهطور مشخص نام نمیبرد، اما فحوا و پیامدهای آن برای ایران مهم است:
● مخالفت با مداخله خارجی با موضع سنتی تهران همخوانی دارد.
● تأکید بر حاکمیت و تمامیت ارضی، مبنایی برای مخالفت با حمله به ایران فراهم میکند.
● گفتوگوی منطقهای میتواند جایگاه ایران را در ترتیبات امنیتی خلیج فارس تثبیت کند.
● رویکرد جامع، مسائل ایران را از بحرانهای فلسطین و لبنان، امنیت خلیج فارس و تحولات یمن جدا نمیکند.
● تأکید بر توسعه و اتصال اقتصادی، با نقش ایران در کریدورهای منطقهای، انرژی و حملونقل ارتباط تام دارد.
● با پررنگ کردن نقش سازمان ملل، چارچوبی برای مخالفت با تحریمها یا اقدامات نظامی خارج از مجوز شورای امنیت فراهم میکند.
جمعبندی
ابتکار شی سه تغییر مهم را پیشنهاد میکند:
1. حرکت از امنیت تحت رهبری قدرتهای خارجی به امنیت با مالکیت منطقهای؛
2. حرکت از مدیریت جداگانه بحرانها به حل جامع و بههمپیوسته منازعات؛
3. حرکت از امنیت صرفاً نظامی به امنیت مبتنی بر توسعه، همکاری و حقوق بینالملل.
در مورد ایران، این طرح فرصت دیپلماتیک قابل توجهی ایجاد میکند و میتواند در مناسبات دوجانبهی فیمابین، به سطوحی فراتر نیز ارتقا یابد. اما در همین چارچوب نیز روشن میکند که پکن از حاکمیت و جایگاه سیاسی ایران حمایت خواهد کرد، در برابر فشارهای یکجانبه غرب موضع خواهد گرفت، و همزمان تهران را به مشارکت در سازوکارهای گفتوگوی منطقهای ترغیب خواهد کرد.
پایان/













نظر شما